> زندگی میکرد یک مور ضعیف
> ناتوان و کوچک و دل خسته بود
> دست و پای کوچکش ریز و نحیف
>
> روزگاری رفت دنبال غذا
> دانه ای زیر درخت افتاده بود
> شاد و خندان گشت، آن مور سیاه
> چون خدا بر او غذایی داده بود
> با هزاران رنج بدبختی گرفت
> با دو چنگش گوشه ی آن دانه را
> رهسپار خانه شد در آن زمان
> تا که آرد روزی ِ کاشانه را
> شاد و خندان گفت او در بین راه
> عاشقم من در دلم عشق خداست
> خاک پایش سرمه بر چشم من است
> هر دقیقه سجده ی شکرش بجاست
> قلب من با عشق ایزد میزند
> کاش میشد در ره او جان دهم
> ذات ایزد پاک و از زشتی جداست
> کاش جانم در ره ایمان دهم
> لحظه ای از سجده و شکرش گذشت
> تا که بادی در دل ِ صحرا وزید
> دانه ی آن مور کوچک را گرفت
> شد خدای مهربان شمر و یزید
> ماجراها گفت از ظلم خدا
> ناسزا و صد حدیث و نقل قول
> ابن ملجم هم چنین ظالم نبود
> مهربانتر بود، چنگیز مغول
> اشک چشمم گشته همچون نهرخون
> چون گرفتی آن غذا و دانه را
> ازمن بی کس چرا کردی دریغ
> دانه ای گندم و قوت لانه را
> پس نمیخواهم خدای کینه توز
> از هم اکنون من به دینت کافرم
> در دلم مهری نمیبینم دگر
> پس بدان بی دین و بی پیغمبرم
> اشک و آهش آن زمان پایان گرفت
> از میان آسمان آمد طنین
> صوت زیبا و کلام دلنشین
> آمد از بالا رسیدش بر زمین
> مور من بس کن دگر غمگین نباش
> بر خدایت گفته ای صد ناسزا
> رحمت شایان به جانت کرده ام
> این نباشد لطف ایزد را سزا
> بلبلی زیبا میان آسمان
> دانه ای را دید میغلتد به راه
> آمد از با لا به سمت دانه ات
> در پی اش مور ِ نگون بخت سیاه
> آن زمان طوفان و بادآمد پدید
> تا که گردد دانه از چنگت جدا
> چون رها گشتی کنون از چنگ مرگ
> ناسزا گویی بر این لطف خدا
> گفت بلبل آن زمان در فکرخویش
> دانه خوردن بهتر است از مور ریز
> میروم من دانه را آرم به چنگ
> تا غذایی در پی جنگ و گریز
> رفت بلبل دانه را دنبال کرد
> اینچنین شد ماجرا در انتها
> لطف ایزد شامل حال تو شد
> گشته ای از چنگ آن بلبل رها
> حکمتی باشد به هر رنج و بلا
> گر شنیدی این پیام و این صدا
> ترک ایمان بعد هر رنجی نکن
> یا نشو قاضی به اعمال خدا
> هر زمان آید بلا با خود بگو
> این بلای سخت قطعا حکمت است
> قدرت ایمان میان هر بلا
> چون کلید گنج لطف و رحمت است...
|

به گزارش سرويس فناوري ايسنا، «ونوس فلاي ترپ» نام گياهي است که ميتواند حشرات بسيار کوچک را به دام انداخته و بخورد. مکانيسم به دام اندازي اين گياه به شکلي است که روي دو دهانه اين گياه موهايي وجود دارد که اگر مگس يا عنکبوتي روي اين دهانه حرکت کرده و به اين تارها برخورد کنند، دهانه به سرعت بسته ميشود، اين کار در چند صد ميلي ثانيه اتفاق ميافتد و مانع از فرار حشره ميشود.
پژوهشگران از اين سيستم الهام گرفتهاند تا روباتهايي را با استفاده از مواد مصنوعي توليد کنند. محسن شاهينپور و همکارانش از دانشگاه «ماين» با الهام از اين گياه، نانوحسگرهايي را ساختهاند که بسيار نازک و انعطافپذير است. اين نانوحسگر ميتواند بخشي از عضله مصنوعي باشد.
با اين سيستم ميتوان عضلات مصنوعي که به وسيله الکتريسيته تحريک ميشوند را توسعه داد و از آنها براي درمان بيماراني که از مشکل عضلاني رنج ميبرند استفاده کرد.
نتايج اين تحقيق در قالب مقالهاي تحت عنوان Biomimetic robotic Venus flytrap (Dionaea muscipula Ellis) made with ionic polymer metal composites در نشريه «Bioinspiration & Biomimetics» به چاپ رسيده است.
شاهينپور در اين مقاله روش طراحي جديدي براي اين حسگر با استفاده از کامپوزيت فلز پليمر ارائه کرده است.
در سال 2000 اين گروه تحقيقاتي اولين مدل حسگري مبتني بر ترموديناميک برگشت ناپذير خطي و تعادل نيرو و جريان را ارائه کردند.
مکانيسم اين حسگري و عملگري در کامپوزيت فلز پليمر برمبناي سازماندهي يوني است که به دليل اعمال ميدان الکتريکي يا در اثر خم شدن يا تغيير شکل مکانيکي ايجاد ميشود. اين کار موجب ميشود تا کاتيونها تغيير سازماندهي داده و پتانسيل الکتريکي ايجاد کنند که به آن «پديده پويسون» گفته ميشود.
از آن جايي که عملکرد اين سيستم بسيار شبيه گياه «ونوس فلاي ترپ» است، بنابراين ميتوان از آن به عنوان حسگر و عملگر استفاده كرد. براي طراحي اين سيستم، محققان کامپيوزيت فلز پليمر را به صورت تار مانند روي ورقههايي از همين کامپوزيت قرار دادند. اگر ماده روي اين تارها قرار گيرد آنها به هم متصل ميشوند.
شاهينپور و همکارانش اين سيستم را به صورت عملي تست کردند، نتايج نشان داد که تقليد از اين گياه به خوبي انجام شده است. توسعه عضلات مصنوعي اهميت زيادي داشته، به طوري که در بخش پزشکي و مهندسي قابل استفاده خواهد بود.
ضمن تشکر از همه ی دوستانی که توی این بحث شیرین وکاملاعلمی ما رو همراهی کردن باید عرض کنم که پس از تحقیقات و پرس و جوهای زیاد از افراد کارکشته نسبت به اظهارات قبلی تجدید نظر میکنم واز همه ی شما که منو همراهی کردید تا به نتیجه ی درست برسم ممنونم.
ابتدا باید بگم که نظریات علمی ای که ازسمت دوستان از استیون هاوکینگ اعلام شد هنوز در حد فرضیه باقی مونده و او تنها مدعی یازده بعد برای هستی است که نتونسته دقیقاً از اون دفاع کنه و حتی مخالفانی هم داره به عنوان مثال: راجر پنروز استاد کرسی ریاضیات دانشگاه آکسفورد و همکار قدیمی هاوکینگ با انتقاد از روحیات هاوکینگ معتقد است «ام تئوری» هنوز از پایه شکل نگرفتهاست. به علاوه او معتقد است «ام تئوری» حتی بر خلاف کوانتوم از مشاهدات موافق هم سود نمیبرد. [۱۵]
واما بحث در مورد تطابق نظریه نسبیت با معراج جسمانی:
باید بگم که همون طور که بعضی از دوستان اشاره کردن معراج پیامبر یک معجزه و کاری فرا توانی است وهمون جوری که قبلا مثال چاه و افراد داخل و خارج از چاه رو زدم معراج پدیده ای فرا زمانی است و با بحث در مورد زمان و زمانمندی نمیشه اونو توصیف کرد، زیرا هر آنچه پیرامون نسبیت زمان طرح شده همه مربوط به عالم ماده و طبیعته و نه تنها معراج چیزی فراتر از زمانه بلکه در عوالم بالا مانند ملکوت و جبروت زمانمندی بی معنی است!!.
واما برداشت جدید در مورد معجزه اینه که معجزه محال عقلی نیست بلکه محال عادی است یعنی خلاف عقل نیست اما مردم هم از آوردن آن عاجزند و اگر علمی می بود دانشمندان هم اون علم رو می آموختند و مثل اون رو می آوردند .
انشاا... در چند روز آتی پستی در مورد ادامه ی موضوعات مطرح شده و پاسخ به بعضی از سوالات دوستان به عنوان اخرین مطلب از این مناظرات میگذارم.
امیدوارم این مناظرات علمی برای همه ی دوستان مثمر ثمر بوده باشه. در اخر بازهم از همه ی تلاش و وقتی که برای آگاه کردن یکدیگر گذاشتید ممنونم.
ساعت 11 شب بدنمان در چه وضعی است؟؟؟
12 شب یا 3 نیمه شب چطور؟؟؟
برای سالم زیستن، باید خواب راحت و آرامی داشته باشیم.
به موارد زیر دقت کنید تا اهمیت خوابیدن برای شما روشن گردد:
ساعت 9 تا 11 شب:
زمانی است برای از بین بردن مواد سمی و غیر ضروری که این عملیات توسط
آنتی اکسیدان ها انجام می شود.
در این ساعت بهتر است بدن در حال آرامش باشد.
در غیر این صورت اثر منفی بر روی سلامتی خود گذاشته اید.
ساعت 11 تا 1 شب:
عملیات از بین بردن مواد سمی در کبد ادامه دارد و شما باید در خواب عمیق باشید.
ساعت 1 تا 3 نیمه شب:
عملیات سم زدایی در کیسه صفرا ، در طی یک خواب عمیق به طور مناسب انجام می شود.
ساعت 3 تا 5 صبح:
عملیات از بین بردن مواد سمی در ریه اتفاق می افتد.
بعضی مواقع دیده شده که افراد در این زمان، سرفه شدید یا عطسه می کنند.
ساعت 5 تا 7 صبح:
این عملیات در روده بزرگ صورت می گیرد، لذا می توانید آن را دفع کنید.
ساعت 7 تا 9 صبح:
جذب مواد مغذی صورت می گیرد، پس بهتر است صبحانه بخورید.
افرادی که بیمار می باشند، بهتر است صبحانه را در ساعت 6 و 30 دقیقه میل کنند.
کسانی که می خواهند تناسب اندام داشته باشند، بهترین ساعت صرف صبحانه برای آنها،
ساعت 7 و 30 دقیقه می باشد و کسانی که اصلا صبحانه نمی خورند، بهتر است
عادت خود را
تغییر دهند و در ساعت 9 تا 10 صبح صبحانه بخورند.
دیر خوابیدن و دیر بلند شدن از خواب، باعث می شود مواد سمی از بدن دفع نشوند.
از نصفه های شب تا ساعت 4 صبح، مغز استخوان عملیات خون سازی را انجام می دهد.
در ایام تعطیل، بسیاری افراد تا دیر وقت بیدار می مانند و بعد از اتمام
تعطیلات، با خستگی به
سر کار می روند، چون اعمال بدنشان دچار سردرگمی شده است و نمی داند چه
باید انجام دهد.
پس همیشه، زود بخوابید و خواب آرامی داشته باشید
|
شادی بی دلیل ،
دوست داشتن بی دریغ
کنجکاوی بی انتها. . .
|









































![]()
بوی عیدی …
بوی عیدی بوی توت بوی کاغذرنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفرهء نو
بوی یاس جانماز ترمهی مادربزرگ
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکهء عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخورده لای کتاب
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگی مو در میکنم
فکر قاشق زدن یه دختر چادرسیا
شوق یک خیز بلند از روی بتههای نور
برق کفش جفتشده تو گنجهها
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
عشق یک ستاره ساختن با دولک
ترس ناتموم گذاشتن جریمههای عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
بوی باغچه بوی حوض عطر خوب نذری
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی هوس یه آبتنی
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
این شیوه در کشورهای عقب افتاده و آدم های عقب افتاده، بسیار رواج دارد و همین مساله از مهمترین عوامل عقب افتادگی شان است.
اصولاً تفاوت آدم های پیشرفته نسبت به عقب افتاده در همین است. یعنی هرجا مشکلی میبینند خودشان هرکاری که از دستشان بر می آید برای رفع آن نقصان، انجام میدهند. اما آدم های عقب افتاده، اصلاً هیچ کاری را در حیطه مسئولیت خود نمیبینند و همیشه همه اشکالات را به گردن کسی می اندازند.
کاش حتی اگر این مشکلات را در حیطه مسئولیت خود نمیبینند، حداقل به جای غرغر کردن، به دنبال انتقاد درست باشند.
یک شرکت را در نظر بگیرید که رئیس آن به عقیده کارمندان، دارای مشکلاتی است و در تصمیمات و رفتار خود، اشتباهاتی دارد. حال کارمندان آن شرکت را در نظر بگیرید که به جای اینکه از رفتار اشتباه انتقاد کنند و روش درست را به او نشان بدهند (البته به روش مناسب)، شروع کنند به غر زدن و ایراد گرفتن. به این کارمندان محترم باید گفت:
آقا / خانم کارمند محترم:
- اگر از شرایط شرکت ناراضی هستی، به جای اینکه غر بزنی، بیا به کسی که اشکال داری، انتقاد صحیح کن.
- اگر باز هم از شرایط شرکت ناراضی هستی، به دنبال اصلاح شرایط باش.
- اگر باز هم از شرکت ناراضی هستی، چرا به کار در آن ادامه میدهی. به دنبال شرایط بهتر باش.
- اگر از شرایط شرکت ناراضی هستی، حداقل فکر بقیه کارمندان را خراب نکن و بگذار آنها کارشان را بکنند.
حضور اینگونه افراد در شرکت مانند یک سیب گندیده است. که نه تنها خودشان خراب هستند، بلکه سعی در خراب کردن بقیه هم دارند.
این افراد عادت دارند که فقط شرایط منفی را ببینند و همیشه نیمه خالی لیوان را خیلی بیشتر از نیمه پر آن میبینند. این مسئله باعث افزایش عدم رضایت، افسردگی، خمودگی و بی انگیزگی همه کارمندان خواهد شد
بیاییم به جای همیشه ناراضی بودن و نا امید بودن، به دنبال اصلاح اشکالات باشیم و مطمئن باشیم که مردم پیشرفته با این رمز به پیروزی رسیده اند.
.: Weblog Themes By Pichak :.













